تبليغاتX
اتوپیا
آرمان شهر من در اين زمانه
یکی از صحبت های آقا مصطفی ( چمران) :

می گویند تقوا از تخصص واجب تر است می پذیرم ولی می گویم آن کس که تخصص ندارد و کار بزرگی را می پذیرد او بی تقواست . 

یاد باد انکه نهانت نظری با ما بود

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:54  توسط وحیده | 

چه بسیار نشانه هایی بر یکتایی خدا در آسمانها و زمین است که مردم بر آن می گذرند ولی از انها روی گردانند و آنها را درک نمی کنند .105

و بیشتر کسانی که به خدا ایمان دارند ، در همان حال مشرکند و ایمانشان به شرک آلوده است . 106 یوسف

 

رهبری امام خمینی مهمترین علت پیروزی انقلاب بود . یعنی شخصیت امام جوری بود که همه مجذوبشون می شدن و در این نهضت امام رو همراهی میکردن .( یه جورایی جامعیت داشتن )یکی از این افراد جلال آل احمد بود ، که کمونیست ها رو به صحنه کشوند و در وحدت مردم نقش موثری داشت .

به مناسبت رحلت امام (ره) نامه ی جلال آل احمد از مکه به امام رو میارم . خواستم اسکن نامه رو بذارم اما وضوح نداشت . این نامه از پرونده جلال در دست ساواک پیدا شده ... که ساواک این نامه رو از منزل امام وقتی امام را دستگیر کردن پیدا کرده .

 

مکه – روز شنبه 31 فروردین 1343 / 8 ذی الحجه 1383

آیة اللها

وقتی خبر خوش آزادی آن حضرت تهران را به شادی واداشت فقرا منتظر الپرواز(!) بودند به سمت بیت اله . این است که فرصت دست بوسی مجدد نشد . اما اینجا دو سه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده که دیدم اگر آنها را وسیله ای کنم برای عرض سلامی بد نیست .

اول اینکه مردی شیعه جعفری را دیدم از اهالی احساء – جنوب غربی خلیج فارس ، حوالی کویت و ظهران – می گفت 80 درصد اهالی الاحساء و ضوف و قطیف شیعه اند و از اخبار آن واقعه مؤلمه ی پانزده خرداد حسابی خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادی شما شاد شد – خواستم به اطلاعتان رسیده باشد که اگر کسی از حضرات روحانیون به ان سمت ها گسیل بشود هم جا دارد و هم محاسن فراوان .

دیگر اینکه در این شهر شایع است که قرار بوده آیة اله حکیم امسال مشرف بشود ، ولی شرایطی داشته که سعودیها دو تایش را پذیرفته اند و سومی را نه . دوتایی که پذیرفته اند داشتن محرابی برای شیعیان در بیت اله – تجدید بنای مقابر بقیع . و اما سوم که نپذیرفته اند حق اظهار رأی و عمل در رؤیت هلال . به این مناسبت حضرت ایشان خود نیامده اند و هیأتی را فرستاده اند گویا به ریاست پسر خود . خواستم این دو خبر را داده باشم . دیگر اینکه گویا فقط دو سال است که به شیعه در این ولایت حق تدریس و تعلیم داده اند . پیش از ان حق نداشته اند . دیگر اینکه چاپ غرب زدگی را در تهران قصد تجدید چاپ کرده بودم با اصلاحات فراوان ، زیر چاپ جمعش کردند و ناشر محترم متضرر شد . فدای سر شما . دیگر اینکه طرح دیگری در دست داشتم که تمام شد و آمدم ، درباره نقش روشنفکران میان روحانیت  و سلطنت . و توضیح اینکه چرا این حضرات همیشه در اخرین دقایق طرف سلطنت را گرفته اند و نمی بایست . اگر عمری بود و برگشتیم تمامش خواهم کرد و به حضرتتان خواهم فرستاد . علل تاریخی و روحی قضیه را گمان می کنم نشان داده باشم . مقدمانش در غرب زدگی ناقص چاپ اول امده . دیگر اینکه امیدوارم موفق باشید .

والسلام

جلال ال احمد

 

( پایین نامه به شکل اریب نوشته ی زیرآمده )

همچنانکه ان بار در خدمتتان به عرض رساندم فقیر گوش به زنگ هر امر و فرمانی است که از دستش برآید . دیده شد که گاهی اعلامیه ها و نشریاتی به اسم و عنوان حضرات درمی آمد که شایستگی و وقار نداشت .

 

( و یه کم پایین تر به صورت کج و برعکس  نوشته )

 

نشانی فقیر را هم حضرت صدر می داند و هم اینجا می نویسم : تجریش آخر کوچه فردوسی .

والسلام تر .

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:51  توسط وحیده | 

شیرینی بعضی از ابراز همدردی ها  تلخی درد را می برد واینطور به عمق رنج می افزاید

که  رنج ،« بسم ا...» ِ مدام رفتن است .

 

الی : وحیده ام و ثمرة فؤادی

بسم ربّ محمّد (ص)

« یا ایها الانسان اِنّک کادحٌ الی ربّک کدحا ً فمُلاقیه » انشقاق/6

  

ما به جایی وصلیم که هیچ قدرتی نمی تواند آن را خم کند . پس :

صبور باش تا پیروز فردا باشی !!!

موجم اگر می روم گر نروم نیستم ...

سکون مایه ی خزان آدمی است پس برای ما جایز نیست که ساکن بمانیم و ...

شاید این تقدیر شیرین خداست برای من و تو !!!

التماس دعا

فاطمه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:16  توسط وحیده | 
الا یا ایها ساقی ...

 توی اتوبوس نشسته بودیم و داشتیم می رفتیم زیارت دوره . یکی از بچه ها گوشیمو گرفت . (عکس چمران صفحه زمینه بود با همون نگاه خاص ). بهم گفت عکس باباته . گفتم نه . گفت : آها شهید بهشتیه ... .

 شاید مهم نباشه که به قیافه نشناسیمش همینکه سلوک و شخصیت چمران رو بفهمیم(!) کافیه .

ان شاء ا... که بفهمیم

رب زدنی علما و عملا و الحقنا ب...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:44  توسط وحیده | 
ای خدای تلبیه

از میون بچه ها فقط فرزانه هنوز برنگشته . الان مکه است . مسجدالحرام . شاید اعمالش تموم شده باشه شایدم نع !

شاید مثل زهرا توی طواف نساء شک کرده باشه . شاید الان طواف می کنه . شاید دلش برای پیامبر تنگ شده باشه . شاید اونم دلش رو مدینه گذاشته باشه .

 

و منا ... عرفات ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:7  توسط وحیده | 
...

...

...

...

...

...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 12:13  توسط وحیده | 
یا فاتح

دیروز رفتم که امام رضایی بشم ... صحن انقلاب ... دارالحکمه ...

همیشه دو لت در رو باز می ذارن که به یک صحن دیگه مشرفه ...

قبل از خاک مرده ها رو فقط تو این صحن می تونن بیارن ...

نوبت مام می شه رفیق!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 9:25  توسط وحیده | 

سبحانک یا تواب

این عکس یک زمستون امام رضاییه...

آیه ی 28 سوره ی کهف تقدیم به شما به عنوان عیدی.

یکی از دوستان در باب جهاد با نفس نوشته بود : خوشا به حالت آنجا که او رحم می کند ولی تو نه !

از همه ی دوستان به خاطر هر نوع  عملم حلالیت می طلبم ...

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 8:50  توسط وحیده | 
یا مالکم

امشب می خوام با حمدت شروع کنم ...

الحمدلله

الحمدلله ...

الحمدلله رهبرمون رنگ و بوی اباالفضلی داره ...

الحمدلله انقلابمون خوب علمداری داره ...

الحمدلله ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 1:26  توسط وحیده | 

به:خدمت شما همراه گرامی

از:سیدعلی

همشیره وقت نداشت از من خواست که بنویسم؛

حتما مارو گرفتید که میگید امام رضایی شدن یعنی چی؟

-یعنی ساعت 7:30 صبح از پشت پنجره اتوبوس خیل عظیم بچه دبستانی هایی رو شاهد باشی که اگر چه هنوز بند کفشهاشون روی خط سفید عابر کشیده میشه ،چانه مقنعه هاشون کنار چشماشون قرار گرفته وهنوز درگیر بند کولی اند اما به گلکاری وسط خیابان امام رضا که میرسن سلام میدن و عرض ادب میکنند (بعضی به تقلیداز بزرگترها به غلط تا رکوع نیز خم میشن)

-یعنی بعد از نماز مغرب و عشا-زمانی که باران ازاوایل عشا هنگامه باریدن گرفته -2000تخته فرش در مدت 5دقیقه جمع شود (چون فرشهای آقاست! )

-یعنی قبل از خروج از مشهد روی پل میدان غدیر از ماشین پیاده شی و سلام بدی وموقع برگشت هم وقت رسیدن به تپه سلام عرض ادب کنی .

-یعنی بعد از 10 روز یه «نورسیده»روبه عطرضریح متبرک کنی بیمه ی عمر و عافیت بکنیش.به پابوسی اقا ببری و غلامش کنی !

-یعنی وقتی استاد زبانت توی فلان مؤسسه معتبر به بانوی پاکیها (فاطمةالزهراسلام الله علیها)جسارت میکنه ،خودت رو برسونی مسجد گوهر شاد ایوان مقصوره پای منبر امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) بشینی های های گریه کنی وبگی آقا ببخشیدم که هنوز یاد نگرفتم ازحق، ازمادرتون دفاع کنم.

 

                               یعنی یه دلیل مشترک برای همیشه خوب بودن

                      یعنی یادت باشه که پیوسته پای سفره ی حجت خدایی

                   یعنی یادت باشه که هر چی به تو میرسه از دست این خاندان

                      ودر نهایت به این برسی که«حواسم به امام زمانم باشه»

 

        امام رضایی شدن یه نور خالصه که دعا میکنم در آیینه وجودتون تجلی پیدا کنه!َ

 

درضمن قرار به دست کشدن باشه، ما خودمون التماس دعا داریم ، نظر لطف وبزرگواریتونه لطفتون مستدام در پناه حق !

                                                                                       یا علی                    

                                                                                     سیدعلی      
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 20:30  توسط وحیده |