![]() |
![]() |
|
| آرمان شهر من در اين زمانه |
|
مثل اینکه شب امتحان جرقه می زنم این شعر رو تو فرجه ها گفتم دانی که خرد و کلان چه تقریر می کنند مردان مملکت به چه تعبیر می کنند هر روز نخبه ای رود از دست ما ولی آنان به غیر ما طلب چیز می کنند اینگونه نیست که پایدار هم نخواهد ماند روزی رسد که عذر، طلب می کنند مائیم و پشت خالی و دستان بی رمق مرد ِ زمانه کیست که تقدیر می کنند ای کاش می نوشتم از این های و هوی باد شاید بدین خیال که تدبیر می کنند باکی نه بر من است که بر بال این زمان هی می رسد نوید که تعویض می کنند وزن غزل که هیچ ، قافیه هم جور نیست دانی که نازِ غزل به چه تکمیل می کنند فردا عید قربانه عید همه مبارک . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 22:7 توسط وحیده |
|
|
من و یکی از دوستانم اینو گفتیم جدول زندگی 1 افقی این مدل افقی با بقیه فرق داره ولی نه خیلی این افقی یعنی این که کف اتاق ،کنار تموم جزوه های مونده ات بی خیال دراز بکشی اونوقت چشمات رو برای چند لحظه ببندی ونادر ترین کار رو انجام بد ی :فکر کنی به اومدنت ، چه قدر سخت قدم به این دانشگاه گذاشتی به موندنت ، واینکه نمی شه راحت بمونی، باید زحمت بکشی به خاطر خیلی ها ،اونایی که دعا کردند :الهی قبول شی! اونایی که عرق ریختند تا قبول شی واوناییکه یه زمانی مثل تو بودند و خیلی کارا کردند و میکنندتا امروز من وتو قبول شیم! فکر نکنم دیگه طاقت افقی موندن رو داشته باشی پس بریم سر خونه های عمودی 2 عمود ی قامتت رو صاف میکنی و می ایستی ، این بار نه پشت حرف ها ! بلکه جلوشون می ایستی وچشماتو می دوزی به جایی که، باید باشی به هدفت . دیگه وقتشه باید قدم اولُ برداری...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 22:6 توسط وحیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
یک شب دانشجویی یک شب با رئیس جمهور سفر به دیگر سو |
|
RSS
|