![]() |
![]() |
|
| آرمان شهر من در اين زمانه |
|
به:خدمت شما همراه گرامی از:سیدعلی همشیره وقت نداشت از من خواست که بنویسم؛ حتما مارو گرفتید که میگید امام رضایی شدن یعنی چی؟ -یعنی ساعت 7:30 صبح از پشت پنجره اتوبوس خیل عظیم بچه دبستانی هایی رو شاهد باشی که اگر چه هنوز بند کفشهاشون روی خط سفید عابر کشیده میشه ،چانه مقنعه هاشون کنار چشماشون قرار گرفته وهنوز درگیر بند کولی اند اما به گلکاری وسط خیابان امام رضا که میرسن سلام میدن و عرض ادب میکنند (بعضی به تقلیداز بزرگترها به غلط تا رکوع نیز خم میشن) -یعنی بعد از نماز مغرب و عشا-زمانی که باران ازاوایل عشا هنگامه باریدن گرفته -2000تخته فرش در مدت 5دقیقه جمع شود (چون فرشهای آقاست! ) -یعنی قبل از خروج از مشهد روی پل میدان غدیر از ماشین پیاده شی و سلام بدی وموقع برگشت هم وقت رسیدن به تپه سلام عرض ادب کنی . -یعنی بعد از 10 روز یه «نورسیده»روبه عطرضریح متبرک کنی بیمه ی عمر و عافیت بکنیش.به پابوسی اقا ببری و غلامش کنی ! -یعنی وقتی استاد زبانت توی فلان مؤسسه معتبر به بانوی پاکیها (فاطمةالزهراسلام الله علیها)جسارت میکنه ،خودت رو برسونی مسجد گوهر شاد ایوان مقصوره پای منبر امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) بشینی های های گریه کنی وبگی آقا ببخشیدم که هنوز یاد نگرفتم ازحق، ازمادرتون دفاع کنم. یعنی یه دلیل مشترک برای همیشه خوب بودن یعنی یادت باشه که پیوسته پای سفره ی حجت خدایی یعنی یادت باشه که هر چی به تو میرسه از دست این خاندان ودر نهایت به این برسی که«حواسم به امام زمانم باشه» امام رضایی شدن یه نور خالصه که دعا میکنم در آیینه وجودتون تجلی پیدا کنه!َ درضمن قرار به دست کشدن باشه، ما خودمون التماس دعا داریم ، نظر لطف وبزرگواریتونه لطفتون مستدام در پناه حق ! یا علی |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت 20:30 توسط وحیده |
|
|
به نام بزرگی که ..... به :تمام دوستان مجازی از :دااشش؛ سید علی این همشیره ما رو عاصی کرده ،خودش که وقت نداره؛ پاشو کرده تو یک کفش که کلید حجره وبلاگش روبسپره به ما تا از این به بعد ما کرکره ی تماشا خونه اش رو بدیم بالا !! هرچی میگیم بابا خواهرمن، مارو چی به وب وقتی هنوز بلد نیستیم چه طوری وارد اینترنت شیم؟ ! بهتون میزنه که بگو میترسم بگو جنمش رو ندارم بگو ............. ولی راست میگه میترسم ،از تما م تک تک کلمه ها، عبارات ومفاهیم مخفی در جمله ها که ممکنه من نابجا، نا بخردانه، متعصبانه،وحتماَجاهلانه به کار ببرم وبرای دلیل به کار بردنشون هیچ جوابی نداشته باشم،میترسم ! از نواختن طبل تو خالی درونم ،واینکه« خلقی را به خود مشغول دارم» میترسم ! یکی نیست بگه بابا...... ازمن تازه مسلمان بگذر بگذر از سر پیمان، بگذر (پیش خودمون بمونه از همه مهمتر روم نمیشه بهش بگم آقا ما بی جنبه ایم دستمون که گرم شه دیگه نمیشه بیرونمون کرد ) مضطر دعایتان سید علی |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم آذر 1386ساعت 11:18 توسط وحیده |
|
|
خواب دید میزبان امام شده
کاروان به قم رسید . همه می خواستند امام رضا مهمانشان شود . خودش گفت : شترم مامور است مثل شترپیامبر. شتر که زانو زد مقابل خانه اش خوابش تعبیر شد . بعد ها خانه اش شد مسجد . مسجد رضویه . منتهی الآمال ج ۲ یه مدت کلید در این خونه رو می سپرم به داداشمون سید علی ! طبق مرامش هر موقع آپ کنه زیرش می نویسه سید علی ! یا علی |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم آذر 1386ساعت 11:8 توسط وحیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
یک شب دانشجویی یک شب با رئیس جمهور سفر به دیگر سو |
|
RSS
|