![]() |
![]() |
|
| آرمان شهر من در اين زمانه |
|
الا یا ایها ساقی ...
توی اتوبوس نشسته بودیم و داشتیم می رفتیم زیارت دوره . یکی از بچه ها گوشیمو گرفت . (عکس چمران صفحه زمینه بود با همون نگاه خاص ). بهم گفت عکس باباته . گفتم نه . گفت : آها شهید بهشتیه ... . شاید مهم نباشه که به قیافه نشناسیمش همینکه سلوک و شخصیت چمران رو بفهمیم(!) کافیه . ان شاء ا... که بفهمیم رب زدنی علما و عملا و الحقنا ب... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:44 توسط وحیده |
|
|
ای خدای تلبیه
از میون بچه ها فقط فرزانه هنوز برنگشته . الان مکه است . مسجدالحرام . شاید اعمالش تموم شده باشه شایدم نع ! شاید مثل زهرا توی طواف نساء شک کرده باشه . شاید الان طواف می کنه . شاید دلش برای پیامبر تنگ شده باشه . شاید اونم دلش رو مدینه گذاشته باشه .
و منا ... عرفات ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:7 توسط وحیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
یک شب دانشجویی یک شب با رئیس جمهور سفر به دیگر سو |
|
RSS
|