![]() |
![]() |
|
| آرمان شهر من در اين زمانه |
|
چه بسیار نشانه هایی بر یکتایی خدا در آسمانها و زمین است که مردم بر آن می گذرند ولی از انها روی گردانند و آنها را درک نمی کنند .105 و بیشتر کسانی که به خدا ایمان دارند ، در همان حال مشرکند و ایمانشان به شرک آلوده است . 106 یوسف رهبری امام خمینی مهمترین علت پیروزی انقلاب بود . یعنی شخصیت امام جوری بود که همه مجذوبشون می شدن و در این نهضت امام رو همراهی میکردن .( یه جورایی جامعیت داشتن )یکی از این افراد جلال آل احمد بود ، که کمونیست ها رو به صحنه کشوند و در وحدت مردم نقش موثری داشت . به مناسبت رحلت امام (ره) نامه ی جلال آل احمد از مکه به امام رو میارم . خواستم اسکن نامه رو بذارم اما وضوح نداشت . این نامه از پرونده جلال در دست ساواک پیدا شده ... که ساواک این نامه رو از منزل امام وقتی امام را دستگیر کردن پیدا کرده . مکه – روز شنبه 31 فروردین 1343 / 8 ذی الحجه 1383 آیة اللها وقتی خبر خوش آزادی آن حضرت تهران را به شادی واداشت فقرا منتظر الپرواز(!) بودند به سمت بیت اله . این است که فرصت دست بوسی مجدد نشد . اما اینجا دو سه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده که دیدم اگر آنها را وسیله ای کنم برای عرض سلامی بد نیست . اول اینکه مردی شیعه جعفری را دیدم از اهالی احساء – جنوب غربی خلیج فارس ، حوالی کویت و ظهران – می گفت 80 درصد اهالی الاحساء و ضوف و قطیف شیعه اند و از اخبار آن واقعه مؤلمه ی پانزده خرداد حسابی خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادی شما شاد شد – خواستم به اطلاعتان رسیده باشد که اگر کسی از حضرات روحانیون به ان سمت ها گسیل بشود هم جا دارد و هم محاسن فراوان . دیگر اینکه در این شهر شایع است که قرار بوده آیة اله حکیم امسال مشرف بشود ، ولی شرایطی داشته که سعودیها دو تایش را پذیرفته اند و سومی را نه . دوتایی که پذیرفته اند داشتن محرابی برای شیعیان در بیت اله – تجدید بنای مقابر بقیع . و اما سوم که نپذیرفته اند حق اظهار رأی و عمل در رؤیت هلال . به این مناسبت حضرت ایشان خود نیامده اند و هیأتی را فرستاده اند گویا به ریاست پسر خود . خواستم این دو خبر را داده باشم . دیگر اینکه گویا فقط دو سال است که به شیعه در این ولایت حق تدریس و تعلیم داده اند . پیش از ان حق نداشته اند . دیگر اینکه چاپ غرب زدگی را در تهران قصد تجدید چاپ کرده بودم با اصلاحات فراوان ، زیر چاپ جمعش کردند و ناشر محترم متضرر شد . فدای سر شما . دیگر اینکه طرح دیگری در دست داشتم که تمام شد و آمدم ، درباره نقش روشنفکران میان روحانیت و سلطنت . و توضیح اینکه چرا این حضرات همیشه در اخرین دقایق طرف سلطنت را گرفته اند و نمی بایست . اگر عمری بود و برگشتیم تمامش خواهم کرد و به حضرتتان خواهم فرستاد . علل تاریخی و روحی قضیه را گمان می کنم نشان داده باشم . مقدمانش در غرب زدگی ناقص چاپ اول امده . دیگر اینکه امیدوارم موفق باشید . والسلام جلال ال احمد ( پایین نامه به شکل اریب نوشته ی زیرآمده ) همچنانکه ان بار در خدمتتان به عرض رساندم فقیر گوش به زنگ هر امر و فرمانی است که از دستش برآید . دیده شد که گاهی اعلامیه ها و نشریاتی به اسم و عنوان حضرات درمی آمد که شایستگی و وقار نداشت . ( و یه کم پایین تر به صورت کج و برعکس نوشته ) نشانی فقیر را هم حضرت صدر می داند و هم اینجا می نویسم : تجریش آخر کوچه فردوسی . والسلام تر .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:51 توسط وحیده |
|
|
شیرینی بعضی از ابراز همدردی ها تلخی درد را می برد واینطور به عمق رنج می افزاید که رنج ،« بسم ا...» ِ مدام رفتن است . الی : وحیده ام و ثمرة فؤادی بسم ربّ محمّد (ص) « یا ایها الانسان اِنّک کادحٌ الی ربّک کدحا ً فمُلاقیه » انشقاق/6 ما به جایی وصلیم که هیچ قدرتی نمی تواند آن را خم کند . پس : صبور باش تا پیروز فردا باشی !!! موجم اگر می روم گر نروم نیستم ... سکون مایه ی خزان آدمی است پس برای ما جایز نیست که ساکن بمانیم و ... شاید این تقدیر شیرین خداست برای من و تو !!! التماس دعا فاطمه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:16 توسط وحیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
یک شب دانشجویی یک شب با رئیس جمهور سفر به دیگر سو |
|
RSS
|