![]() |
![]() |
|
| آرمان شهر من در اين زمانه |
|
مدتی است دنبال بهانه ای می گردم تا با شما که گهگاه مهمان این آرمان شهر می شوید درددلی بکنم تا اینکه امشب به این حکایت بهلول و جنید بغدادی (از دانشمندان مشهور زمان بهلول )برخوردم آنجا که جنید آوازه بهلول را می شنود و خواهان دیدنش می شود وبهلول نمی پذیرد .جنید خود به سراغ بهلول می رود .بهلول اورا می شناسد و می گوید:"تو همان دانشمند بغدادی هستی که مردم را پند می دهی و راهنمایی می کنی؟ جنید:آری بهلول:آداب غذا خوردن می دانی ؟ -آری بسم ا... می گویم و از جلوی خود غذا می خورم .لقمه را کوچک برمیدارم ودر قست راست دهان می گذارم .آهسته آهسته می جوم وبه لقمه دیگران نگاه نمیکنم .در موقع غذا خوردن از یاد خدا غافل نمی شوم واز برای هر لقمه "الحمدلله" می گویم ودر اول وآخر دست های خود را می شویم . بهلول با تندی به جنید می گوید:« تو می خواهی مردم را ارشاد کنی در حالیکه آداب غذا خوردن نمی دانی!؟ »وآن محل را ترک می کند جنید به دنبالش می رود بهلول دوباره می گوید: تو کیستی ؟ جنید:جنید بغدادی ام که آداب غذا خوردن نمی داند! بهلول :آداب سخن گفتن می دانی ؟ _آری سخن به اندازه می گویم .بی موقع و بی حساب چیزی نمی گویم .به گونه ای حرف می زنم که آنهایی که می شنوند بفهمند .آنقدر سخن نمی گویم که مردم خسته شوند و ظرائف سخن را چه از نظر ظاهر و چه از نظر باطن رعایت می کنم. بهلول دوباره با ملامت او را ترک کرد .بالاخره جنید دست به دامان او شد که :"من هیچ نمی دانم تو قصد قربت کن و به من بیاموز" بهلول :تو ادعای دانایی کردی و من نیز ترکت گفتم اما اکنون که اقرار به نادانی کردی بدان: آنچه در آداب غذا خوردن گفتی همه فرع بود و اصل لقمه حلال است که اگر لقمه حرام باشد (آداب نیز سودمند نیفتد)دل آدمی را تاریک می کند. آنچه در آداب سخن گفتن ،گفتی نیز فرع بود اصل این است که باید دل پاک باشد ونیت درست باشد .آنچه گفته می شود برای رضای خدا باشد .پس اگر همه آداب را رعایت کنی اما سخن برای دنیا بگویی، یا کلامت بیهوده باشد مایه بدبختی توست و اینجاست که سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر ........................ اینها همه را گفتم تا به ابن نکته ی بالا برسم و بگم یه مدته دارم به اینها فکر می کنم : هدف ما از نوشتن وبلاگ هامون ! نیازی که فکر می کنیم با این نوشتن ها برآورده می شه! معادلاتی و مبادلاتی که توی این نوشتن ها و نظر دادن ها انجام می شه !آنچه می دهیم و آنچه به دست می آوریم ! ودرنهایت به حیا و عصمت دراین دنیای کوچک مجازی!!و به طورکلی حجاب ! شاید فکر کنیم در دنیایی که نه می شودچشم چرانی کرد ونه عشوه گری و تبرج و خودنمایی ! و نه می توان با ناز ِصدایی دلربایی کرد، حجاب بی معناست !!غافل از اینکه در دنیای واقعی ما نیز قوانین حجاب الزامی شد تا ورودی های آلوده و بیهوده به ضمیر و دل ،به راحتی راه نیابد .مهم قلب هاست !نه چشم و گوش و صدا !!، و حال آنکه من و تو همیشه با همین دل و بدون هیچ واسطه ای قدم به این دنیای مجازی می گذاریم گاهی با همین کلمات عشوه گری می کنیم یا متلک می اندازیم .گاهی منتظریم که فلانی نظر بدهد یا حتی برای جلب نظرات می نویسیم !!! این میان عده ی کمی برنده اند !آنها که هدفشان مطابق رسالت شان است و بدون نظر هم می نویسند ! این میان شاید (!)برد را خادم کوچک سقاخانه http://www.saghakhaneyeto.blogfa.com/کرده باشد !
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 1:54 توسط وحیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
یک شب دانشجویی یک شب با رئیس جمهور سفر به دیگر سو |
|
RSS
|