![]() |
![]() |
|
| آرمان شهر من در اين زمانه |
|
گفتم قدم اول این است که فهمیده ای در تو چه می گذرد
و قدم دوم این است که این وضع را توجیه نکنی و قدم سوم این است که خودت را برای یک عمر درگیری آماده سازی و قدم چهارم این است که با محاسبه ها و مقایسه ها خودت را همراه سازی
و تمرین ها را شروع کنی و از وزنه های کوچک دست به کار بشوی و برای بلا ء و ضربه ها آماده شوی و ان وقت که به عجز رسیدی و از پا افتادی با اعتصام و استعانت گامهای نهایی را برداری و با این مرکب راه بروی اینها که نوشتم از عزیز کتاب های زندگی ام صراط بود نوشته ی استاد گمنام علی صفائی حائری . و اینها را نوشتم که یاد آوری کنم بدون جهاد و درگیری نمی شود پاداش مجاهد ها را بگیری |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 23:29 توسط وحیده |
|
|
کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
نگاهدار دلی را که برده ای به نگاهی به فریاد مام برس آقا.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 22:34 توسط وحیده |
|
|
ای سید ما ای مولای ما دعا کن برای ما
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 10:26 توسط وحیده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
یک شب دانشجویی یک شب با رئیس جمهور سفر به دیگر سو |
|
RSS
|